رایحه مظفریان//

در تمام نظا‎‎‌‏م‎­های حقوقی، حق زندگی خانوادگی برای هر فرد شناخته شده است. این حق را در نظام‎­های بین‎المللی به دو بخش تقسیم کرده‎اند: حق ازدواج و تشکیل خانواده و حق تعلق به یک خانواده. هر کودکی حق دارد که در فضای مناسب خانوادگی رشد کند و همین امر هم موجب ایجاد و تصویب حقوق فرزند خواندگی شده است. دولت­‎ها می­‎توانند بنا به مصلحت‎هایی محدودیت‎­هایی بر این حقوق اعمال کنند. به عنوان مثال، ازدواج با محارم در برخی کشورها ممنوع اعلام شده است و سازمان­‎های بین‎ا‎لمللی نیز فشاری به دولت­‎ها برای ممنوع اعلام کردن این نوع ازدواج‎­ها وارد نمی‎­کنند. محدودیت دیگر سنّ است. این اجازه به دولت‎­ها داده می‎­شود که حداقل سنّ ازدواج را تعیین کنند.

در ایران نیز، حداقل سن ازدواج در قانون مدنی مشخص شده است که با آنچه در کنوانسیون حقوق کودک در نظر گرفته شده متفاوت است. این مسئله موجب توجه بیشتر به وضعیت کودکان و ازدواج زودهنگام در ایران شده است.

پدیده ازدواج زودهنگام در همه نقاط جهان دیده می‎­شود و به هیچ عنوان نوظهور نیست. آنچه در رابطه با این موضوع نوظهور است آشکار شدن ابعاد مختلف و تاثیرگذار ازدواج کودکان بر جامعه بشری است. این پاسخ به سوالی است که چرا بعد از گذشت قرن‎­ها که کودکان ازدواج را تجربه می‎­کردند امروز و در قرن ۲۱ جامعه جهانی به شدت مقابل این عمل ایستاده است؟

در همه نقاط جهان دلایل متعدد، غیر مشابه و گوناگونی وجود دارد که منجر به وقوع ازدواج در سنین پایین برای پسران و دختران می‎­شود. عوامل گوناگونی هم وجود دارد که همچنان به این عمل قوت می­‎بخشند و سبب تداوم ازدواج کودکان می‎شوند. از سوی دیگر، ازدواج زودهنگام مقوله‎­ای کلی است که با خود عوارض، عواقب و پدیده­‎های دیگری را به همراه می‎­آورد. از این‎رو بهتر است به مساله ازدواج زودهنگام همچون یک چرخه زیستی نگاه شود.

هنگامی که کودکی ازدواج می‎کند چرخه یا گردونه‎­ای به راه می‎­افتد. در مرحله اول فرد باید به دنبال حفظ کیان خانواده باشد، فرزندآوری کند و خود را برای تامین نیازهای آتی خانواده نوتشکیل آماده کند. همچنین در این شرایط ممکن است سختی­‎های دیگری نیز پیش پای کودک گذارده شود. مثلاً همسرش فوت کند یا خانه را ترک کند یا تصمیم به طلاق بگیرد و نظایر آن. بنابراین ازدواج زودهنگام به تنهایی با خود “کودک همسری” را به دنبال نخواهد داشت بلکه “کودک بیوه‎گی”، “کودک مطلقه‎گی”، “کودک والدی”، “کودک سرپرستی” و موارد مشابه دیگر هم تبعات خاص این نوع ازدواج‎ها هستند و در زندگی کودک تاثیر می‎گذارند و نقش اجتماعی او را دچار تغییرات اساسی می‎کنند.

در بیشتر مطالبی که پیرامون ازدواج کودکان نوشته شده است، به دلیل تعداد و توجه بیشتر به وضعیت دخترها، پسرها در مباحث مرتبط و چرخه ازدواج زودهنگام از روند بررسی‎ها کنار گذاشته شده­‎اند و یا در نظر گرفته نشده­‎اند. در حالی‎که در پرونده پیش‎روی با نام “ازدواج کودکان در ایران”، “وبسایت الفبا” به همراه “کمپین گام به گام تا توقف ازدواج کودکان در ایران” تصمیم گرفته‎اند به‎طور کامل به وضعیت دخترها و پسرها در چرخه ازدواج نگاهی موازی داشته باشند چرا که همواره عبارت “حتی یک قربانی هم زیاد است” را سرلوحه این هدف قرار داده‎اند.

از بین تعداد فعلی کشورهایی که عضو سازمان ملل متحد هستند تنها چهار کشور عربستان سعودی، مالدیو، گامبیا و سودان حداقل سن ازدواج را مشخص نکرده­‎اند. حدود صد کشور ۱۸ سال را برای دختران و پسران سن ازدواج در نظر گرفته‎­اند. ایران در بین این کشورها بعد از گینه که حداقل سن ازدواج را ۱۲ سال انتخاب کرده است، ۱۳ سال را برای دختران و ۱۵ سال را برای پسران قانونی می‎­داند (ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی). نکته قابل تامل این‎است که چون این اعداد بنا به قوانین در ایران قابل عدول هستند لذا می­‎توان نتیجه گرفت که ایران تفاوت چندانی با وضعیت چهار کشور ذکر شده ندارد و می‎­تواند در لیست کشورهای بدون اعلام سن ازدواج قرار گیرد.

ماده ۱۰۴۱: عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.

سوال­‎های بسیاری در پیش‎ روی عبارت ازدواج کودکان قرار دارد. تا آن‎جایی که امکان داشته از طریق منابع مختلف سعی شده است به برخی از این سوال‎­ها پاسخ داده شود. اما برخی دیگر نیز بدون پاسخ مانده‎­اند و نیازمند پژوهش­‎های عمیق‎­تری هستند:

آیا ولی قهری یا وصی یا قیم قانونی طفل حق اذن به ازدواج کودک صغیر را دارد؟

صغیر در صورت فقدان شرایط نکاح از طرف مراجع قانونی و فقهی اجازه ازدواج دارد یا خیر؟

آیا صغیر بعد از ازدواج با اذن ولی و رسیدن به سن بلوغ حق فسخ عقد را دارد؟

در صورتی‎که ولی قهری یا وصی بخواهد اجازه به نکاح دهد، آیا اجازه دادستان نیز لازم است؟

انگیزه والدین کودک بر ازدواج او چقدر می­‎تواند با مصالح کودک مرتبط باشد؟

آیا خواست و انگیزه کودک بر تصمیم به ازدواج می‎­تواند معتبر تلقی شود؟

آیا تکیه بر آمادگی جسمی کودک برای قبول ازدواج او کفایت می­‎کند؟

انگیزه ازدواج بزرگسالان با اختلاف سن زیاد، با کودکان چیست؟

آیا ازدواج زودهنگام در هر شرایطی خلاف مصالح کودک است؟

باید دقیقا نگران چه بود؟ نگران انجام گرفتن ازدواج در سنین کودکی و یا عوارض و پیامدهایی که ممکن است این ازدواج­‎ها در پی داشته باشند؟

چه راهکارهایی برای حل پدیده ازدواج کودکان و مشکلات ناشی از آن وجود دارد و آیا ممنوعیت قانونی کافی خواهد بود؟

با ازدواج‎­های موقت و بدون ثبت کودکان چه می‎­توان کرد؟

چه سازمان‎­هایی برای پیشگیری و یا سنجش تاثیرات این‎گونه ازدواج­‎ها در ایران باید درگیر شوند؟

با شرایطی که در جامعه جهانی وجود دارد باید دید که وضعیت ایران در این سال­‎ها چگونه بوده است و چگونه می­‎توان برای آینده کودکان در معرض خطر برنامه ریزی‎­های صحیحی اتخاذ کرد. موضوعی که باید نگران آن بود در اصل پیامدهایی است که این‎گونه ازدواج‎­ها در پی خواهند داشت. به هر حال بعد از سن بلوغ افراد نیازمند داشتن رابطه عاطفی و جنسی هستند. با قوانین و سنتی که در ایران حاکم است داشتن رابطه جنسی خارج از ازدواج خلاف عرف و قانون است بنابراین چگونه می‎­توان هم از ازدواج کودکان و پیامدهای آن جلوگیری کرد و هم پاسخی مناسب برای نیازهای طبیعی بدن جست؟ تا زمانی‎که پژوهشی کمی و کیفی در ایران صورت نگیرد نمی‎­توان پیامدها را پیدا و آن­ها را نیز اولویت‎بندی کرد.

این پیامدها را تا حدودی می­‎توان در موارد زیر خلاصه و دسته‎بندی کرد. اگر پژوهشی صورت گیرد شاید مواردی از این احتمال‎­ها حذف و یا اضافه گردند:

عدم آگاهی در تربیت مناسب، عدم دسترسی به تغذیه مناسب، پایین بودن سطح بهداشت و آگاهی از مسایل بهداشتی، به خطر افتادن سلامت مادر.

باید سنجید که فراوانی این پیامدها در ازدواج‎­های زودهنگام در هر منطقه در گروه‎­های سنی مختلف ازدواج کودکان یعنی کمتر از ۱۰ سال، ۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۵ تا ۱۹ سال، تفاوت معنادار و اختلافی با هم دارند یا خیر؟

به هر حال اگر خطای فاحشی در تاریخ بشری روی داده است و در مناطقی چون ایران بنا به سنت و مذهب و جغرافیا تاکنون مطالعات عمیقی صورت نگرفته است باید این طلسم را شکست. هر زمان که برای کنار زدن پرده­‎های ابهام اولین قدم برداشته شود امیدی برای اصلاح در آینده باز خواهد شد. “اقرار به جهل مقدمه دانایی‎است” پس با این امید پرونده “ازدواج زودهنگام در ایران” را می‎­گشاییم تا شاید قدم موثری باشد در شناخت هر چه بیشتر جامعه ایران و به‎ویژه نگاهی به وضعیت کودکان، کودکانی که بی­‎شک سکاندار کشتی آینده خواهند بود.