هر سال درست همزمان با آغاز سال تحصیلی سیل اظهار نظر مقامات و مسوولان آموزش و پرورش درباره برنامه‎ها و مشکلات و آسیب‎های نظام آموزشی ایران رسانه‎ها را در بر می‎گیرد. در این میان وضعیت تحصیلی کودکان بازمانده از تحصیل و کودکان کار و خیابان نیز از این قاعده مستنثی نیست. اما کمتر اقدامی عملی در باره سامان‎بخشی به مشکلات این کودکان، دست کم از سوی مقامات مسوول امر آموزش در ایران صورت می‎گیرد. در آخرین مورد وزیر آموزش و پرورش در واکنش به خبر جداسازی مدارس کودکان کار از سایر کودکان و افتتاح و آغاز به کار نمایشی یکی دو نمونه از این مدرسه‎ها، گفته است: جداسازی مدارس کودکان کار از سایر کودکان صحت ندارد و ما دوست داریم تمامی کودکان تحصیل کنند. 

محمد لطفی، نماینده ان‎جی‎اوها در اتاق فکر شورای ساماندهی کودکان کار و خیابان، در گفت‎وگو با خبرگزاری ایلنا به اظهارات وزیر آموزش و پرورش واکنش نشان داده است.

لطفی ضمن تاکید بر ضرورت تحصیل کودکان کار در سایه عدالت آموزشی، گفت:  اینکه وزیر آموزش و پرورش گفته است؛ دوست دارد، همه بچه‌ها درس بخوانند ما هم در این خصوص با ایشان هم‌عقیده هستیم، زیرا در فرآیند طبیعی رشد کودکان ضروری است که آنان در چرخه آموزش رسمی یعنی آموزش و پرورش قرار بگیرند. وقتی اول مهر می‌آید؛ برخی کودکان مشاهده میکنند که سایر هم سن و سالانشان لباس پوشیده‌اند و به مدرسه می‌روند و آن فضای عمومی‌ای را که همه ما تجربه کرده‌ایم، تجربه می‌کنند، اما آن کودکان نمی‌توانند؛ چنین فضایی را تجربه کنند که دلیل این موضوع ممکن است؛ فقر، نداشتن برگه هویت، ضعف فرهنگ خانوادگی باشد که این کار نوعی کودک‌آزاری است.

اول مهر، شادی عمومی و کودک‌آزاری در کنار هم

لطفی با بیان اینکه اول مهر همانقدر که یک شادی عمومی داریم، یک کودک‌آزاری عمومی نیز داریم، ادامه داد: البته منظور من همه کودکان نیست، بلکه کودکانی است که نمی‌توانند به هر دلیلی وارد چرخه تحصیل بشوند. همه ما دوست داریم کودکان درس بخوانند، اما آنچه مورد مناقشه است چگونگی درس خواندن کودکان است. دیدگاهی وجود دارد مبنی براینکه مدارسی تشکیل شود که کودکان کار چند ساعت در آنجا درس بخوانند و بعد مدرسه را ترک کنند. یعنی به دلیل اینکه چنین کودکانی وضعیت اقتصادی خوبی ندارند، دو ساعت به مدرسه بروند- مثلا بعد ازظهرها که مدارس تعطیل می‌شوند-  این نگاه مفهوم مدرسه را از یک رابطه اجتماعی و آموزشی به یک مکان صرفا فیزیکی تقلیل می‌دهد!

به گفته لطفی برخی گمان می‌کنند منظور از درس خواندن کودکان کار این است که آنها را فقط وارد ساختمان مدارس کنیم. گروه دیگری نیز براین باورند که این کودکان باید جدا از کودکان عادی، درس بخوانند، زیرا ممکن است تجربیاتی داشته باشند که سایر کودکان را آلوده کنند، این در حالی است که کودکان کار باید همچون کودکانی که در شرایط عادی زندگی می‌کنند، درس بخوانند. یعنی، در مدارس کنار سایر کودکان و در ساعات مدارس. اگر کودک ۱۴ ساله‌ای در شرایطی قرار دارد که باید سر کلاس اول بنشیند، این موضوع ممکن است؛ ایجاد تداخل کند و به ناچار باید چنین کودکی را در کنار بزرگسالان قرار داد تا با سرعت بیشتری درس بخواند و به لحاظ تحصیلی به هم‌سن و سالان خود برسد.

آیا آموزش کودک فقیر و غنی باید متفاوت باشد؟

لطفی با بیان اینکه در همه جهان این گرایش ایجاد شده است که کودکان استثنایی را در کنار کودکان عادی قرار دهند، آن وقت ما می‌خواهیم کودکان عادی را استثنا کنیم؟ گفت: این دیدگاهی متفاوت است، حال اگر جناب آقای فانی گفته‌اند که ما می‌خواهیم همه کودکان درس بخوانند، بسیار عالی و البته کمی هم دیر است.

این حقوقدان با تاکید بر اهمیت چگونگی درس‌ خواندن کودکان کار اظهار کرد: در حال حاضر مدارسی تاسیس شده است که شهریه‌های ۲۰ یا ۳۰ میلیونی می‌گیرند و آموزش را به کالایی تبدیل کرده‌اند که در دسترس همگان نیست و اینکه کسی بخواهد مدارس جداگانه‌ برای کودکان کار ایجاد کند، نمونه دیگر تایید این مطلب است. پیام اینگونه مدارس به جامعه آن است که آموزش کودک فقیر با کودکی که دارای شرایط اقتصادی خوبی است، باید متفاوت باشد. از طرف دیگر هم نظام پلکانی آموزش برمبنای توان اقتصادی ایجاد می‌شود، به عبارت دیگر این کار چنین چیزی را به ذهن متبادر می‌کند که ضروری است کسانی که چنین ایده‌ای دارند، به صراحت بیان کنند.

عدالت آموزشی تعریف شود/ عدالت تک‌بعدی نیست

لطفی در خصوص عدالت آموزشی در آموزش و پرورش گفت: اول از همه باید عدالت آموزشی را تعریف کرد. عدالت آموزشی به معنای دسترسی همه کودکان به نظام آموزش رسمی است، ضمن آنکه مساله چگونگی دسترسی به این نظام نیز مطرح است. منظور از عدالت آموزشی فقط آن نیست که کودک دو ساعت به نظام آموزشی دسترسی داشته باشد و نباید مبنای این عدالت را ورود به مدرسه قرار داد، بدون آنکه جوانب آن را در نظر بگیریم.

لطفی با بیان اینکه عدالت تک‌بعدی نیست و آیا منظور از عدالت آن است که تنها به آموزش دسترسی داشت؟ ادامه داد: خیر، در اینجا کیفیت نیز مطرح است. مهم است که کودکان در چه مدرسه‌ای و با چه خدماتی تحصیل می‌کنند و این معنای عدالت تحصیلی است.

لطفی با تاکید براینکه عدالت آموزشی به معنای آموزش اجباری، رایگان، در دسترس و با کیفیت برای همه است،‌ عنوان کرد: اینکه کودک به دلیل فقر پدر نتواند به معلم باکیفیت دسترسی داشته باشد با عدالت آموزشی در تناقض است. جداسازی مدارس کودکان کار از سایر کودکان مغایر با عدالت آموزشی و به معنای آن است که میان کودکان تمایز قائل می‌شویم و شرایط کودکان کار را پذیرفته‌ایم و اینکه جامعه در برابر این کودکان چه وظایفی دارند را به فراموشی سپرده‌ایم و در حقیقت یک نابرابری را وارد ساختار آموزشی می‌کنیم.

نباید نابرابری را وارد ساختار آموزشی کرد

به گفته لطفی وقتی مدرسه‌ای مخصوص کودکان کار تاسیس و بر این کودکان برچسب زده می‌شود نابرابری را وارد ساختار آموزش کرده‌ایم زیرا درون ساختار آموزش و پرورش مدارسی ویژه کودکان کار ایجاد شده است. انگار که طبیعی است عده‌ای از کودکان، کودک کار باشند و وقتی برای درس خواندن نداشته باشند یا در روز دو ساعت آن هم با خستگی ناشی از کار درس بخوانند و فکر کنیم با فراهم کردن شرایط درس خواندن برای آنان به آنها لطف می‌کنیم.

لطفی با اشاره به اینکه وقتی نمی‌توانیم رفاه خانواده را فراهم کنیم، کودک پاسخ آن را می‌دهد و رنج می‌برد، گفت: یعنی وقتی دولت پاسخگویی لازم را انجام نمی‌دهد، تبعات حاصل از فقر اقتصادی را کودک تحمل می‌کند.

این حقوقدان با تاکید براینکه در خصوص اینکه همه کودکان باید درس بخوانند هم‌عقیده هستیم، اما در خصوص نحوه آن و نیز تعریف عدالت آموزشی اختلاف نظر داریم، گفت: امروز می‌گویند اگر می‌خواهید بدانید کدام کشور توسعه‌یافته است، باید به مدارس ابتدایی آن توجه کرده و کیفیت آموزش در آنها را بررسی کنید که در حال حاضر ما فاصله زیادی با این مفهوم داریم.

آینده‌پژوه نیستیم

لطفی با بیان اینکه ما آینده پژوه نیستیم و برنامه‌ عملیاتی برای آینده نداریم، گفت: مدارس ابتدایی ما باید بهترین واحدهای آموزشی بوده، معلمان ما باید بیشترین حقوق را بگیرند، تعداد دانش‌آموزان در کلاس‌های ابتدایی باید کم باشد و روش‌های آموزشی کارآمد و به روز باشد که البته هیچ‌کدام از این موضوعات موجود نیست. ‌ موضوع اصلی فقدان دانش نیست، بلکه فقدان کنش است به‎ این معنی که تبدیل ایده به عمل برای ما بسیار سخت است.

این فعال حقوق کودک با تاکید براهمیت تعریف عدالت آموزشی گفت: این تعریف باید براساس شرایط کودک باشد نه بر اساس امکانات. “نبود امکانات” همیشه بهانه‌ای برای خالی کردن شانه از مسوولیت بوده و هست.

لطفی با طرح این سوال که آیا ذهن کودکان ما به اندازه واردات ساپورت اهمیت ندارد؟ گفت: این موضوع غم‌انگیز است. قطعا باید ارزش بیشتری برای کودکی که قرار است چند وقت دیگر جایگاه‌های اجتماعی را پر کند، قایل شویم. عدالت همواره موضوعی مناقشه برانگیز بوده است و موضوع کودکان کار و عدالت آموزشی به دلیل تازه بودن آن غلط دیکته‌ای فراوانی بین دولتمردان و حتی فعالان اجتماعی دارد.