برگردان: محمد رضا بزم‎آرا //

سفر و ارتباطات به‎طور چشمگیری در حال سرعت بخشیدن به تغییرات است. شاید مهمترین پرسش زمانه ما این است که آیا ما دانش‎آموزان را بر اساس نیازهای امروز پرورش می‎دهیم؟ والدین و مربیان باید به این نکته توجه کنند. برای تربیت دانش‎آموزان امروزی، در دنیای به هم پیوسته و رقابتی امروز، کافی نیست که به آموزش مهارت‎های فنی و دانش کلاسیک بسنده شود. در یک‎کلام نسل آینده نیاز به ذهنی کارآفرین دارد.

ما باید آموزش را با نیازهای آینده هماهنگ کنیم. به دانش‎آموزان یاد بدهیم که بپرسند، با دقت بشنوند، به انبوه اطلاعاتی که از منابع مختلف در اختیارشان است نگاه نقادانه داشته باشند، و با بینش درست دست به اقدام بزنند. دانش‎آموزان باید درک کنند که تمرکز کوته‎بینانه تکنیکی موجب موفقیتشان در این بازار رقابتی نخواهد شد. تحصیلکرده‎ها نیاز دارند که اطلاعات تاریخی، اقتصادی، زبانی، انسان-شناسی، سیاسی، ادبی، و همچنین مشاهدات شخصیشان را با هم ترکیب کنند تا به درک و تحلیلی درست از فرصت‎های اقتصادی دست یابند.

جمع‎بندی خردمندانه اطلاعات ظاهرا مختلف، محور اصلی هر تفکر خلاقانه‎ای است. خلاقیت، پیامد فعالیت منظمِ هدفمند است. خلاقیت در  سیر تطور مفاهیم، انگاره‎ها، یا مصنوعات رخ می‎دهد. به عبارت دیگر، بدون خو گرفتن به سنت‎ها (سنت‎های تکنیکی، هنری، مذهبی، یا ادبی)، ایده‎ها و تجربیات افراد، آشفته، متناقض و گسسته از واقعیت‎ها و انتظارات خواهد بود. آن سنت‎ها باید از گذشتگان آموخته شوند. انیشتین بدون فیزیک نیوتنی، مسیح ناصری بدون انجیل عهد عتیق، دانته بدون اووید و ویرژیل، رامبرانت بدون کاراواجیو و ارباب حلقه‎ها بدون اساطیر نروژی و انگلیسی قابل تصور نیستند.

شیوه تفکر کارآفرینانه تنها توسط موسسان بنگاه‎های صنعتی و اقتصادی به کار گرفته نمی‎شود. بیشتر تحصیل کرده‎ها شرکتی را تاسیس نمی‎کنند ولی توسط کمپانی‎های کوچک، متوسط و یا بزرگ استخدام می‎شوند. به گفته جیم کلیفتون، مدیر عامل اجرایی گالوپ، ما نیازمند کار کارآفرینان در کمپانی‎ها به عنوان مغز متفکر و نیروی کار برای مشتری‎سازی هستیم.

تفکر کارآفرینانه برای همه کس و برای همه عمر مفید است. صاحبان این نوع طرز فکر با نگاه کنجکاوانه‎ای که به جهان اطراف دارند، مجموعه‎ای از اطلاعات را جمع‎بندی کرده و برای مشکلات راه حل پیدا می‎کنند. این‎گونه افراد با تکیه بر تغییرات و پیچیدگی‎های عصر جدید، بینشی نو و فرصت‎های جدیدی پیدا می‎کنند و به شکل مداوم سعی می‎کنند درکی جامع از دنیای نو داشته باشند.

برخی از دانش‎آموزان ممکن است ذاتا استعداد کارآفرینی بیشتری داشته باشند اما جنبه‎هایی از انضباط فکری و عملی هم می‎تواند به آنها آموخته شود. در اینجا روش‎هایی به شما و دانش‎آموزانتان پیشنهاد می‎دهیم.

– از مساله فاصله بگیرید و سعی کنید ارتباطات را پیدا کنید. چه حوادث، روندها، روایات یا آمارهای مرتبطی در تاریخ، اقتصاد، قانون، فرهنگ، هنر، و مردم‎­شناسی می‎توانید پیدا کنید؟ ذهن کارآفرین، این روابط را کشف می‎کند و به کار می‎گیرد.

– به دنبال پاسخ سوال باشید: چه مسائل و چالش‎هایی در اطرافتان وجود دارد؟ در سایت‎های خبری و داستان‎ها به دنبال این مسائل و چالش‎ها بگردید.

– توصیف علایق و مشاهداتتان به دیگران را تمرین کنید به‎طوری که افراد ناآشنا بتوانند به شما در بهبود آنها کمک کنند.

– در زمینه‎های مختلف طرح‎هایی را اجرا کنید: چیزهایی را برای به کاربستن ایده‎های‎تان در خانه، محل کار و همسایگی‎تان بسازید.

– از خود بپرسید امروز چه اشتباهاتی داشتم؟ و از این طریق به ذهنتان انعطاف دهید.

 

معلمان مشتاقانه تمایل دارند برای دانش‎آموزان‎شان مفید باشند. پرورش طرز فکر کارآفرینانه به آنها کمک خواهد کرد تا در این دنیای در حال تغییر پیشرفت کنند.

***

منبع