مهران قائدی //

مهران هستم، شانزده سال سن دارم و چند ماهی می‎شود که همراه با پدر، مادر و برادرم برای فرصت مطالعاتی پدر به سوئد آمده‎ایم. دست‎کم سه ماه دیگر اینجا خواهیم بود و من باید به دبیرستانی سوئدی بروم.  جمینازیوم (دبیرستان) ما رودان اسکول نام دارد. پیش از این هیچ ایده‎ای درباره مدارس سوئد نداشتم و فقط می‎دانستم کیفیت آموزش در کشورهای اسکاندیناوی بالاست. فکر می‎کردم نهایتش دختر و پسر با هم در مدرسه و کلاس‎ها حاضر می‎شوند. برای من که در هر حال از مدرسه رفتن خوشم نمی‎آید فرق خاصی نداشت. حالا که چند ماهی از آغاز مدرسه رفتنم در سوئد گذشته، نظرم کاملا عوض شده است. فکر نمی‎کردم تمایلم به مدرسه رفتن در ایران را برای همیشه از دست بدهم.

روز اول

قبلا چندبار از کنارمدرسه‎ام رد شده بودم اما هیچ‎وقت واقعا بهش دقت نکرده بودم. اولین چیزی که قبل از وارد شدن، توجهم را جلب کرد محیط اطراف مدرسه بود. هیچ دیواری اطراف مدرسه نبود! چطور ممکن بود؟ دانش‎آموزان فرار نمی‎کردند؟ بعد از وارد شدن حتی بیشتر از قبل شوکه شدم. این مدرسه واقعا بزرگ بود. شاید به اندازه یک دانشکده خیلی خیلی بزرگ. کوچکترین دانش‎آموزان، حدودا هم سن من بودند و برزگترها هیجده ساله سن داشتند. با نگاهی سطحی می‎شد چند تا نکته را درباره وضعیت کلی مدرسه فهمید: برای دانش‎آموزان خیلی ارزش قائل هستند و آن‎طور که به نظر می‎آمد برایشان اینترنت وای‎فای راه‎اندازی کرده بودند- ظاهرا بین هر کلاس وقت زیادی برای استراحت داشتند برای همین انواع صندلی‎ها و مبل‎های مختلف در جاهای مختلف مدرسه گذاشته بودند – این مدرسه واقعا بزرگ است! – دختر و پسر با آرامش کنار هم درس می‎خواندند.

چند لحظه بعد از ورود، یکی از معلم‎ها به نام سایمن به استقبالمان آمد (اینجا با معلم‎ها خیلی راحت‎تر از ایران هستند. یعنی صدا کردن یک معلم با اسم فامیلش مثلا گفتن آقای قائدی به‎جای استفاده کردن اسم کوچک کار خنده‎دار و بیهوده‎ای است.) سایمن خودش را معرفی و شروع کرد به نشان دادن بخش‎های مختلف مدرسه به من. هر موضوع درسی یک یا چند کلاس مخصوص داشت و این‎طور نبود که یک کلاس خاص را برای پایه تحصیلی ما مشخص کرده باشند. سایمن بعدا توضیح داد برای اینکه ممکن است حمل کردن وسایل مدرسه سخت باشد ما به هر دانش‎آموز یک کمد می‎دهیم. پس از دیدن چند تا از بخش‎های مختلف مدرسه، از جمله سالن ناهارخوری (که از کل مدرسه من در ایران هم بزرگتر بود) و دیدن چند تا از کلاس‎ها، راهی دفتر معلم‏‎ها شدیم. چیزی که درباره دفتر معلم‎ها عجیب بود این بود که به‎نظر می‎آمد نسبت به بقیه کلاس‎ها اهمیت کمتری به این یکی داده شده و مدرسه به‎جای بزرگ کردن شکم معلم‎ها و چرب کردن سیبیل آنها بیشتر به فکر دانش‎آموزان است. پس از دادن توضیحات کلی، پدر و مادرم راهی خانه شدند و من ماندم با کلی استرس و هیجان و البته سایمن!

سایمن پیشنهاد داد که مرا به چندتا از همکلاسی‏‎هام معرفی کند اما من گفتم که ترجیح می‎دهم خودم این‎کار را انجام بدهم. وقتی سایمن رفت متوجه شدم که در آن لحظه معلم به دانش‎آموزان یک استراحت ۲۰ دقیقه‎ای ما بین دو کلاس داده است. برای همین تصمیم گرفتم یک سر به کتاب‎خانه مدرسه بزنم. کتابخانه مدرسه از سالن غذاخور‎ی‎اش هم بزرگتر بود! با اینکه اکثر کتاب‎ها به زیان سوئدی بودند اما باز هم بخش کتاب‎های انگلیسی خیلی بزرگتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم. با استفاده از کارت کتابخانه‎ای که قبلا به همراه سایمن و والدینم گرفته بودم دو تا کتاب امانت گرفتم و در کمدم گذاشتم. حدودا ده دقیقا تا شروع کلاس مانده بود. شلوغ‎ترین میزی که آنجا بود را انتخاب کردم. خودم را به دانش‎آموزانی که نشسته بودند معرفی کردم و نشستم. حدودا ۱۵ نفر بودند. شاید ۶ تا دختر و بقیه پسر. با قیافه‎ها و پوشش‎های عجیب و مختلف و متفاوت. مثلا یک دختری بود که موهایش را  کلا بنفش رنگ کرده بود و لباس چرمی سیاهی پوشیده بود (بعدا فهمیدم اسمش ایزا است) یا پسر بلوندی که کل گوشش را گوشواره انداخته بود. البته همه این‎جوری نبودند. یک‎سری هم مثل من بودند؛ لباس ساده و موی ساده. اما همه  به‎نظر آرام و خوشحال می‎آمدند. همه کنجکاو بودند که من کی هستم اما چون سوئدی بلد نبودم سعی می‎کردند اصلا کنجکاو به‎نظر نیایند.

همراه بقیه سرم را انداختم پایین و وارد کلاس شدم. کلاس تکنیک و برنامه‎ریزی. همه دانش‎آموزان با لپ‎تاپ‎هایشان نشسته بودند و مدار طراحی می‎کردند. همین‎جوری رفتم در گروهی که تعدادشان کمتر بود نشستم که شامل یوعل، مارکوس و آزما بود. آزما برایم توضیح داد که چطور تقریبا هیچ کتابی ندارند و تمام تکالیف و برنامه‎های درسیشان به ایمیلی که مدرسه برایشان درست کرده فرستاده می‎شود و همه این لپ‎تاپ‎هایی که دانش‎آموزان دارند را مدرسه به آنها داده است. کلاس تمام شد. کیف خالی‎ام را برداشتم و از کلاس خارج شدم. یک پسر درشت‎هیکل سیاه‎پوست با لهجه آمریکایی آمد و خودش را به من معرفی کرد. اسمش اریک بود. اریک گفت که ساعت ۱۲ است و وقت ناهار. موقع خوردن ناهار بیشتر باهم آشنا شدیم. به من گفت که اهل یک جایی نزدیک واشنگتون است. بعد، از من پرسید که اهل کجای آمریکایم. وقتی فهمید ایرانی هستم تعجب کرد. گفت لهجه بدون نقص آمریکایی داری ! اطلاعاتش درباره سیاست ایران خیلی کامل بود که باعث تعجب من شد. همین‎طور که حرف می‎زد کم‎کم از چیزهایی که می‎گفت متوجه شدم در آمریکا هم هیچکس از تنش‎هایی که بین دو کشور وجود دارد راضی نیست. آنها هنوز روزهای را به یاد دارند که ما کشورهایی داشتیم که رابطه خیلی خوبی با هم داشتند. بقیه روز من صرف حرف زدن با اریک شد.

روزهای بعدی

در روزهای بعد، من با آدم‎های مختلفی آشنا شدم که بعضی هم مثل من از کشورهای دیگر آمده بودند. مثلا سزار، پسر کردی که در بچگی از عراق آمده بود یا امیر که چند سالی بود از عراق آمده بود. یا آزما، دختر سیاه‎پوستی که در بچگی بعد از مرگ پدرش از سومالی آمده بودند سوئد. بعدها با دوستان سوئدی اریک که اکثرا دختر بودند هم آشنا شدم. روزهای اول بودن بین این‎همه دختر بسیار سخت و ناخوشایند بود و به‎خوبی نمی‎توانستم با هیچ‎کدام از انها ارتباط برقرار کنم اما کم‎کم متوجه شدم که دلیل همه این‎ها این است که از بچگی تا حالا از دخترها دور بوده‎ام و فقط به زمان نیاز دارم. شاید اگر در ایران می‎شد با یک دختر بدون اینکه نگران واکنش جامعه باشی، حرف زد این اتفاق نمی‎افتاد! به هرحال، پس از یک مدتی، بودن بین این‎همه دختر برایم تبدیل به یک چیز کاملا عادی و معمولی زندگی من شد.

یکی از چیزهایی که بیشتر از همه من را جذب سیستم آموزشی این‎جا کرده، این است که معلم تنها وظیفه خودش را درس دادن و رسیدگی به نیازهای دانش‎آموز می‎بیند، یعنی نه داد می‎زند، نه کتک می‎زند، نه پند و اندرز ناخواسته می‎دهد و نه تنبیه می‎کند. تا زمانی‎که آرامش کلاس بهم نخورد آزادی تا هر کاری که می‎خواهی انجام بدهی. کلاس‎ها معمولا صندلی‎ها و میزهای اندازه متوسط برای هر نفر دارد. به‎طوری‎که هر میز جای یک لپ‎تاپ و چندتا کتاب دارد. کلاس ما حدودا ۳۰ نفر دانش‎آموز دارد اما کلاس آن‎قدر بزرگ و چیدمانش خوب است که متوجه این جمعیت نمی‎شوید. یک‎تخته و یک وایت‎برد خیلی بزرگ روی دو تا از دیوارها وجود دارد و یک پروژکتور بزرگ هم هست که به لپ‎تاپ معلم وصل است که کتاب‎ها را از روی آن به بقیه نشان می‎دهد. معمولا کلاس‎ها پنجره‎های خیلی بزرگی دارند که به‎نظر من دلیل وجودشان این است که بچه‎ها یادشان بماند نباید خودشان را  توی درس گم کنند و همیشه باید سعی کنند از زندگی نهایت لذت را ببرند، نه اینکه عذاب بکشند برای یک زندگی بخور و نمیر و به‎نظر من چون جنگل‎های این‎جا همیشه زنده و سبز هستند، نگاه کردن به یک جنگل از پنجره کلاس یادآور خوبی برای این موضوع است.

با وجود اینکه یک هفته از رفتنم به مدرسه می‎گذشت اما هر روز یک‎بخش جدید از مدرسه را کشف می‎کردم. چیزهایی که حتی انتظار نداشتم ببینم. مثلا اینکه، یک راهرو کامل از کلاس‎ها به نجوم و اخترشناسی اختصاص داده شده بود. یا مثلا یک راهرو کاملا بزرگ دیگر که به پنج زبان زنده دنیا (به‎جز انگلیسی که زبان دوم همه سوئدی‎هاست) می‎توان مشاوره و آموزش دید. مدرسه در کل برایم خیلی جالب بود مخصوصا روزهایی که ورزش داشتیم. دو تا سالن ورزشی خیلی بزرگ و یک سالن ورزشی کوچک به همراه یک سالن بدنسازی خیلی مجهز هم توی یکی از قسمت‎های پشتی مدرسه وجود دارند که بدون شک یکی از قسمت‎های مورد علاقه من هستند. اما یک‎جای مدرسه هست که بیشتر از بقیه جاهای مدرسه دوست دارم. درست است  که ناهار را مدرسه کاملا مجانی و با بهترین مزه و کیفیت سرو می‎کند! اما به هر حال ممکن  است بعضی‎ها بعد یا قبل از ناهار احساس گرسنگی کنند. برای همین یک کافه تریا در مدرسه وجود دارد. دراین کافه، همیشه موزیک‎های زیبا و ملایم در حال پخش است و دیوارها به رنگ‎هایی ‎تیره‎تر از بقیه مدرسه رنگ شده‎اند. پنجره‎های کمتری دارد و محیط آرامش بخشی است. می‎توانی از کافه یک لیوان قهوه به همراه نان تست و گوشت بگیرید و با آرامش بشینید و کتاب بخوانید یا آهنگ گوش بدهید. کافه مدرسه جایی است که اکثرا برای آرامش و تنهایی به آن مراجعه می‎کنند. مدرسه سعی می‎کند بچه‎ها را از همه جهت راضی نگه دارد حتی وقتی می‎خواهند کمی با هم خصوصی وقت بگذرانند. به همین خاطر کافه مدرسه را بیشتر از بقیه جاهایش دوست دارم  چون بین ‎همه چیزهایی که دیدم این بیشترین تازگی را برایم دارد.

فرایند آموزش

برنامه درسی هفتگی:

دوشنبه: ریاضیات (۸٫۵۰ تا ۱۰٫۱۰)، تاریخ (۱۰٫۲۰ تا ۱۱٫۴۰)، ناهار (۱۱٫۴۰ تا ۱۳)، انگلیسی (۱۳ تا ۱۴٫۱۵)، مشاوره و درس خواندن (۱۴٫۳۰ تا ۱۶٫۱۵)

سه‏‎شنبه: تکنیک (۸٫۵۰ تا ۱۱٫۳۰)، ناهار (۱۱٫۳۰ تا ۱۲٫۱۰)، ریاضیات (۱۲٫۱۰ تا ۱۳٫۲۰)، شیمی (۱۳٫۵۰ تا ۱۵٫۱۰)، شیمی آزمایشگاه (۱۵٫۲۰ تا ۱۶٫۴۰)

چهارشنبه: فیزیک (۸٫۵۰ تا ۱۰٫۱۰)، ورزش (۱۰٫۲۵ تا ۱۱٫۴۰)، ناهار (۱۱٫۴۵ تا ۱۲٫۳۵)، انگلیسی (۲۱٫۱۰ تا ۱۳٫۲۰)، سوئدی (۱۴ تا ۱۵٫۱۵)، سوئدی برای مهاجران (۱۵٫۲۵تا ۱۶٫۴۰)

پنجشنبه: شیمی (۸٫۵۰ تا ۱۰٫۱۰)، فیزیک (۱۰٫۲۵ تا ۱۱٫۴۵)، ناهار (۱۱٫۵۵ تا ۱۲٫۳۵)، ریاضیات (۱۲٫۲۵ تا ۱۳٫۴۰)، ورزش (۱۴٫۰۰ تا ۱۵٫۳۵)

جمعه: سوئدی برای مهاجران (۸٫۵۰ تا ۱۰٫۱۰)، تکنیک (۱۰٫۱۵ تا ۱۲٫۱۰)، ناهار (۱۲٫۱۰ تا ۱۲٫۵۰)، سوئدی (۱۲٫۵۰ تا ۱۴٫۰۵)

نگاهی به نحوه درس خواندن در دبیرستان‏‎های سوئد:

درس خواندن در مدارس سوئد فرایند خاص خود را دارد. مدارس بر این باورند که دانش‎آموزان باید تمام مطالبی که به آنها آموزش داده می‎شود را یاد بگیرند و به‎خوبی در زندگی خود به‎کار بگیرند. به همین دلیل درس خواندن در دبیرستان‎های سوئد با آن تصوری که ما از دبیرستان داریم خیلی فاصله دارد. آموزش و پرورش سوئد بر ابن باور است که استفاده از تکنولوژی برای تدریس نه تنها فرایند تحصیل را شیرین‎تر می‎کند بلکه آن‎را مفیدتر و به ‎صرفه‎تر هم می‎کند. به همین دلیل در ابتدای سال تحصیلی به هر دانش‎آموز یک لپ‎تاپ از طرف مدرسه داده می‎شود. اکثر مطالب درسی با استفاده از نرم‎افزارهای دراپ‎باکس و وان‎درایو به لپ‎تاپ دانش‎آموزان آپلود می‎شود. دانش‎آموزان می‎توانند با استفاده از اینترنت وای‎فای که در مدرسه وجود دارد برای دروس خود تحقیق کنند و در مواقع دیگر برای تفریح از آن استفاده کنند. معلمان مدارس کاملا در استفاده از لپ‎تاپ‎ها و وسایل الکترونیک دیگر مدرسه مهارت دارند و به خوبی آنها را برای تدریس به کار می‎گیرند.

هرگاه دانش‎آموزی احساس کرد به هر دلیلی نمی‎خواهد در کلاس حضور داشته باشد می‎تواند از کلاس خارج شود. اگر دانش‎آموزی تصمیم بگیرد که به هر دلیلی می‎خواهد درسی را از دروس خود حذف کند می‎تواند با رجوع به مدیر این کار را انجام دهد. (البته برخی دروس مانند ریاضی و شیمی و فیزیک را باید تا سال آخر ادامه داد). دانش‎آموزان می‎توانند هر موقع که خواستند از مدرسه خارج شوند و آنجا را ترک کنند.

ریاضی، شیمی، فیزیک و تاریخ کتاب‏‎هایی دارند که در صورت نیاز به کلاس برده می‎شوند. تمام دروس به آرامی و ملایمت درس داده می‎شوند و هیچ‎گونه خشونت و تهدیدی در کار نیست. معلم درس خود را چندین بار تکرار می‎کند و در نهایت اگر دانش‎آموزی احساس کرد در مبحثی ضعف دارد می‎تواند در کلاس‎های خاصی به معلم برای توضیح اضافه مراجعه کند.

ریاضی

برای درس ریاضی دو کلاس وجود دارد. کلاس اول کلاس بزرگی است که در آن همه صندلی‎ها به سمت تخته قرار گرفته و از این کلاس بیشتر برای تدریس استفاده می‎شود. معلم با استفاده از پروژکتور توضیحات لازم را به دانش‎آموزان داده و سپس مثال‎های مختلفی از درس را برای آنها حل می‎کند. در کلاس دوم میزهای دایره ‎ای وجود دارد که بر هر میز ۵ تا ۱۰ دانش آموز می‎‎نشیند و پس از توضیحات لازم معلم، دانش‎آموزان تمرینات کتاب ریاضی خود را به صورت گروهی یا انفرادی حل می‎کنند.

تاریخ

برای هر یک از مباحث درس تاریخ معمولا فیلمی آماده شده که دانش‎آموزان پس از تماشای آن باید پاسخ سوالاتی را که معلم در اختیار آنها قرار می‎دهد به او ایمیل کنند.   پاسخ این سوالات می‎توانند چند کلمه‎ای باشند یا می‎توانند برای خود یک مقاله باشند! برای پاسخ دادن به این سوالات، دانش‎آموزان می‎توانند به کتاب‎های خود یا اینترنت و یا فیلمی که به آنها نشان داده شده رجوع کنند. در برخی روزها ممکن است که معلم تصمیم بگیرد فقط از روی کتاب مطالعه کنند یا در مورد موضوعی که به تاریخ سوئد یا جهان مربوط است بحث کنند.

شیمی و فیزیک

روش آموزش فیزیک و شیمی تقریبا شبیه به همند. ابتدا معلم در کلاس یا فیلم مربوط به مبحث درسی را به دانش‎آموزان نشان می‎دهد یا از کتاب توضیحاتی می‎دهد و یا مطلبی برای دانش‎آموزان ارسال می‎کند و با استفاده از آن تدریس می‎کند. سپس در جلسه بعدی آزمایشگاه دانش‎آموزان به گروه‎های سه یا چهار نفره تقسیم می‎شوند و آزمایش یا آزمایش‎هایی را انجام داده و محتوا و نحوه انجام آزمایش و نتیجه خود را به‎صورت یک گزارش چند صفحه‎ای در می‎آورند و برای معلم خود می‎فرستند. معلم با بررسی محتوای گزارش و نحوه انجام و نتیجه‎گیری به دانش‎آموزان نمره می‎دهد.

ورزش

بر خلاف آموزش و پرورش ایران، نظام آموزشی سوئد ارزش زیادی برای ورزش و آمادگی جسمانی قائل است. هدف اصلی از این درس این است که دانش‎آموزان یاد بگیرند برای بدن و سلامتی خود ارزش قائل باشند و بتوانند سلامت بدن خود را حفظ کنند و اگر از مشکلاتی مانند ضعف عضلانی یا اضافه وزن رنج می‎برند بر مشکلات خود غلبه کنند. همچنین مدراس سعی دارند تا استعدادهای ورزشی خود را شناسایی کنند و آنها را پرورش دهند تا شاید بتوانند از دانش‎آموزان ورزشکارانی ماهر بسازند.
برای درس ورزش هر مدرسه سالن‎های ورزشی و رختکن، استخر (در صورت مناسب بودن آن منطقه برای شنا کردن)، کلیه وسایل بدنسازی و لوازم لازم برای انجام تمام ورزش‎ها مثلا انواع راکت‎ها و توپ‎ها و طناب و… وجود دارد. هر چند جلسه یک‎بار ورزش‎های مختلفی از طرف معلم پیشنهاد می‎شود. در برخی از جلسات دانش‎آموزان باید از مدرسه خارج شوند و خود را به ورزشگاهی که معلمشان برایشان مشخص کرده برسانند. دانش‎آموان باید وزن و قد خود و ضربان قلب خود را در هنگام صبح برای معلم ورزش خود ایمیل کنند.

تکنیک

کلاس تکنیک شاید جالب‎ترین کلاس در مدارس سوئد باشد. این کلاس به دو بخش مهارت‎های کامپیوتری و مهارت‎های زندگی تقسیم می‎شود. در بخش مهارت‎های کامپیوتری به دانش‎آموزان طراحی مدار، برنامه‎ریزی ساده، کار با اتوکد و برنامه‎هایی همانند این‎ها یاد داده می‎شود. در برخی موارد هم مطالبی در باره افرادی که در زمینه تکنولوژی بسیار تاثیر گذار بودند یاد می‎گیرند (مثلا نیکلا تسلا و نیلز بور و…). در کلاس مهارت‎های زندگی، مطالب مختلفی مانند طراحی و نقاسی، ماکت‎سازی زندگی بهینه و… یاد داده می‎شود. که همه این موارد به هم مربوطند. برای مثال: ابتدا از دانش‎آموزان خواسته می‎شود تصویر کمد یا میز یا صندلی را به صورت پرسپکتیو از جهات مختلف طراحی کنند و پس از طراحی اندازه‎های آن‎را در مقیاس طبیعی مشخص کنند، سپس ماکت دقیقی را از آن طراحی کنند و در آخر همانند یک فروشنده با استفاده از لپ‎تاپ خود آن‎را به بقیه هم‎کلاسی‎های خود معرفی کنند و بفروشند.

انگلیسی و سوئدی

دانش‎آموزان سوئدی چندماه مانده به پایان سال تحصیلی خود باید یک آزمون زبان انگلیسی بدهند. این آزمون چیزی شبیه به آزمون تافل در سطوح مختلف آن است . معلم با استفاده از فعالیت‎های مختلف مانند بحث کردن با دانش‎آموزان، برگذاری جلسات کتابخوانی، مشخص کردن موضوعات مختلف برای نوشتن و یا تماشای فیلمی با دانش‎آموزان و تحلیل آن با آنها مهارت‎هایشان در زبان انگلیسی را تقویت می‎کند. معلم دیگری همین فرایند را برای آموزش دادن سوئدی آکادمیک به دانش‎آموزان به کار می‎برد.

سوئدی‎ برای مهاجران

درس سوئدی برای مهاجران، فقط مخصوص مهاجران و کسانی که سوئدی بلد نیستند است و بقیه دانش‎آموزان اجباری برای حضور در آن ندارند. در این کلاس، هم از تکنیک‎های آموزشی که در کلاس انگلیسی و سوئدی به‎کار می‎رود استفاده می‎شود.

مشاور و درس خواندن

در این کلاس، دانش‎آموزان در ابتدا در مورد مشکلات درسی خود با مشاوری که مسوول آن‎هاست حرف می‎زنند، سپس تا نیمه کلاس دروسی را که در آن نیاز به کار دارند به صورت انفرادی مطالعه می‎کنند. در نیمه دوم کلاس، دانش‎آموزان به معلمی که در درس او مشکل دارند برای توضیح بیشتر مراجعه می‎کنند.

وقت ناهار و استراحت

وقت دانش‎آموزان در هنگام استراحت و ناهار متعلق به آن‎هاست و هرطور که صلاح می‎دانند می‎توانند آن‎را سپری کنند و هیچ‎گونه نظارتی از جانب هیچ‎کدام از مسوولین مدرسه بر آنان نیست. پسران و دحتران آزادند که هرجایی از مدرسه می‎خواهند بروند و حتی می‎توانند از مدرسه خارج شوند و بعدا بگردند یا اصلا برنگردند!

تجربه درس خواندن در سوئد چیزی نیست که به سادگی بتوانم فراموش کنم. تجربه‎هایی که تا این‎جا به‎دست آوردم یک عمر همراهم خواهد ماند. با وجود چیزهایی که این‎جا دیدم واقعا احساس می‎کنم پخته‎تر شدم و شاید وقتی برگردم ایران دیگر نتوانم زیر بار خیلی از چیزها بروم.

سفر برون کند از مغز مرد خامی را                                 کباب پخته نگردد مگر به گرداندن