ترجمه: الهام سلمانی فروغی//

پول‌توجیبی منظم بدهید، مهارت ریاضی‌شان را افزایش دهید و به آنها بگویید چقدر درآمد دارید. و به آنها بگویید در زندگی چیزهایی غیر از پول وجود دارد.

۱- وقتی پول خرج می‌کنید، آنها نظاره‌گرند. پس موقع خرید با صدای بلند درباره گزینه‌های خریدتان حرف بزنید تا به آنها نشان دهید چطور تشخیص می‌دهید چیزی ارزش خرید دارد یا ندارد. به این ترتیب روشن می‌شود که هرچیزی که دلتان می‌خواهد داشته باشید، نمی‌خرید و به‌جایش برای آنچه می‌توانید تهیه کنید، کار می‌کنید و زحمت می‌کشید.

۲- به‌جای این که هروقت پول خواستند، از روی دلسوزی مقداری پول به کودکان بدهید، به ایشان پول‌توجیبی منظم بدهید. این کار به آنها اجازه می‌دهد کم‌کم یاد بگیرند حساب دخل‌وخرج را نگه دارند. به‌تدریج می‌توانید تشویقشان کنید به این درک برسند که خود پول نیست که ارزش دارد، بلکه واقعیت ارزشمند این است که می‌توانید انتخاب کنید که با آن چه چیزی بگیرید یا چه کاری انجام دهید.

۳- فقط در صورتی پول‌توجیبی را به کارهای خانه مرتبط کنید که بتوانید این خطر را به جان بخرید که فرزندانتان در ازای هرکاری که از ایشان بخواهید انجام دهند، پول بخواهند. روان‌شناس اجتماعی، آدریان فرنهام، به این نتیجه رسیده که والدین دارای درآمد متوسط بیش از والدین خانواده‌های فقیر احتمال دارد پول‌توجیبی را به کارهای خانه مرتبط کنند. ولی حواستان باشد کاری نکنید که فکر کنند لطف همیشه باید به پول نقد مربوط شود. تحقیقات متعدد نشان می‌دهد خوبی‌کردن به دیگران بیشتر به ایجاد حس شادی و سعادت کمک می‌کند تا به‌دست آوردن مشتی پول سیاه!

۴- بپذیرید که پس‌انداز ممکن است برای کودکان سخت باشد. تصویر آنها از آینده چندان دقیق شکل نگرفته است و خیلی بیشتر از بزرگسالان در لحظه زندگی می‌کنند. پس آنها را به پس‌انداز تشویق کنید، ولی تعجب نکنید اگر این کار برای بعضی‌شان دشوار است.

۵- ریاضی آنها را تقویت کنید. تحقیقی در امریکا نشان می‌دهد کودکانی که ریاضی‌شان خوب نیست بیشتر احتمال دارد که به پول حریص باشند، درحالی‌که کودکانی که محاسباتشان خوب است احتمال دارد که بیشتر پس‌انداز کنند یا برای اعمال نیکوکارانه پول بیشتری ببخشند.

۶- به آنها بگویید که پول از کجا می‌آید. در برنامه‌ای تلویزیونی از بچه‌ها دقیقا همین را سوال کردند. جواب «بانک» بود. و بانک‌ها از کجا پول می‌گیرند؟ از نخست‌وزیر. نخست‌وزیر از کجا پول می‌آورد؟ از ملکه می‌گیرد. و ملکه از کجا می‌گیرد؟ از بانک. اقتصاد مدرن چرخه پیچیده‌ای دارد، پس عجیب نیست اگر کودکان، مانند بسیاری از ما بزرگسالان، آن را درک نمی‌کنند. آنا بمبی و آنا برتی، روان‌شناسان تاثیرگذار ایتالیایی، به این نتیجه رسیده‌اند که کودکان در ۴ یا ۵ سالگی تصور می‌کنند همه آدم‌ها پول دارند و آن را معمولا از بانک‌ها یا فروشنده‌ها می‌گیرند. پژوهش جدیدتری در فنلاند اعلام می‌کند که کودکان دارند در معرض اطلاعات بیشتری درباره پول قرار می‌گیرند. ولی به‌هرحال ارزشش را دارد که تلاش کنیم بعضی رمزورازهایش را برای آنها توضیح دهیم. به آنها بگویید چرا بانک به شما پول می‌دهد و شما چطور آن را به‌دست آورده‌اید.

۷- با بزرگ‌تر شدن کودکان، به آنها بگویید چقدر درآمد دارید و، اگر توانسته‌اید پس‌انداز کنید، چقدر پس‌انداز دارید. شاید بدتان نیاید تاکید کنید که نمی‌خواهید درباره این موضوع توی زمین بازی فریاد بکشند، ولی بسیاری از جوانان درحالی وارد بازار کار می‌شوند که اصلا نمی‌دانند والدینشان چقدر درآمد دارند. لازم است آنها اطلاع داشته باشند تا بتوانند درک کنند که با درآمدهای متفاوت چه نوع گذران زندگی‌ای مقدور است.

۸- براساس تحقیقات الیزابت دان، از دانشگاه بریتیش کلمبیا، شواهد متعددی وجود دارد که ثابت می‌کند خرج‌کردن پول برای کسب تجربه، بیش از خرج‌کردن پول برای اشیا شادی‌آفرین است. برای فرزندانتان توضیح دهید که به‌نظر شما به‌جای خرید تلویزیون جدید، سفری خاطره‌انگیز به خارج از شهر یا آخرهفته‌ای هیجان‌انگیز برای خانواده مفرح‌تر است و بدین‌ترتیب می‌توانید این اندیشه را برای آنها مدل‌سازی کنید.

۹- با آنها درباره دارایی خانواده صحبت کنید و درباره چیزهایی که استطاعت فراهم کردنشان را دارید یا ندارید. نیل گادفری، نویسنده امریکایی، پا را از این هم فراتر می‌گذارد و پیشنهاد می‌کند از پول‌توجیبی کودکان ۱۵ درصد مالیات بگیرید و به صندوقی واریز کنید که سپس خانواده درباره نحوه مصرف آن تصمیم بگیرد؛ تا بدین‌ترتیب نحوه کارکرد مالیات و دموکراسی را هم به ایشان بیاموزید. ممکن است نخواهید تا این حد پیش بروید، ولی می‌توانید این‌گونه شروع کنید: از آنها بپرسید به‌نظرشان چه چیز ارزش خرج‌کردن پول دارد و چه چیز ندارد.

۱۰- همچنان که کودکان بزرگ‌تر می‌شوند، تاکید کنید که در زندگی چیزی بیش از پول وجود دارد. از سال ۱۹۷۱، هرسال در امریکا پژوهشگران از دانشجویان جدیدالورود کارشناسی پرسیده‌اند که انگیزه‌شان برای رفتن به دانشگاه چیست. در طول زمان، اکثر دانشجویان کسب درآمد بیشتر را دلیل اصلی عنوان کرده‌اند. هنوز لازم است بررسی کنیم که آیا دانشجویان امروزی درباره حقایق بازار کار نسبت به نسل‌های قبل صرفا واقع‌بین‌ترند، یا این که تصمیمات شغلی برپایه پول آنها را وادار می‌کند تمام عمر به کاری بپردازند که علاقه‌ای به آن ندارند. هرکدام که باشد، شواهد مربوط به شادی و سعادت قاطعانه به ما می‌گوید که همه‌چیز پول نیست.

منبع