جعفر ابراهیمی//

آموزش بهداشت و سلامت جنسی به کودکان در مدارس یکی از مسایل پایه‌ای و اساسی است که، در سایه تعصبات و تابوها، موردتوجه قرار نگرفته است. اما با بارز شدن آسیب‌های ناشی از این بی‌توجهی بخشی از جامعه خواهان پرداختن به این موضوع شده‌اند. برخی فعالان در حوزه کودکان و آموزش، معلمان پیشرو، خانواده‌ها و… در هر فرصت به این مهم اشاره‌کرده‌اند، اما هنوز جای آموزش رسمی بهداشت و سلامت جنسی در مدارس خالی است. به‌نظر می‌رسد باید تابوها را شکست و جسورانه قدم به حوزه‌هایی گذاشت که مساله‌دار است. هرکس که پا پیش بگذارد، بی‌شک در خط مقدم انتقادها قرار می‌گیرد، اما چاره‌ای نیست. آموزش این مسایل ضروری است و کسانی که این فداکاری را می‌کنند، قابل‌تقدیرند و به‌جای خرده‌گیری باید به کمکشان شتافت.

طی روزهای گذشته، گروه دانشجویی مستقلی به‌نام رهایی کتاب لک‌لکی در کار نیست را ترجمه کرد و برای دانلود به‌رایگان روی وب‌سایت خود قرار داد. در ۲۴ ساعت اول نزدیک به ۴۰ هزار درخواست دانلود باعث شد این وب‌سایت به‌صورت موقت از دسترس خارج گردد. این خود نشانه ضرورت پرداختن به این بحث است و نشان می‌دهد که مربیان، معلمان، والدین، کودکان و… در جامعه چقدر نیازمند این آموزش‌ها هستند. از سوی دیگر اخبار مربوط به تجاوز و آزار جنسی کودکان و عدم توانمندی آنان برای مواجهه با شرایط بحرانی نشان از آن دارد که کودکان باید با آموزش درست در برابر تجاوز و آزار از یک‌سو و پرهیز از رفتار پرخطر جنسی از سوی دیگر، آگاه و قدرتمند شوند. بعد از این مقدمه و طرح اهمیت و ضرورت این آموزش‌ها، می‌کوشم به‌عنوان معلم به این موضوع بپردازم که این آموزش‌ها باید چه کیفیتی داشته باشد.

چه چیزی باید آموزش داده شود؟

به‌زعم نگارنده، هرآنچه به مساله بهداشت و سلامت جنسی کودکان مربوط است باید به کودکان آموخت. تعصبات و باورهایی که مانع این آموزش‌اند باید کنار زده شوند. باید به ویژگی‌های جنسی و سنی توجه نمود و مسایل مربوط را بومی‌سازی کرد و محتوای آموزشی را طراحی و تدوین نمود. اگر قرار باشد محتوا را افرادی از بالا به پایین، بدون توجه به نیازهای کودکان و تنوع فرهنگی، به‌صورت یکسان و با کلیشه‌های جنسیتی تدوین کنند، به آموزش پویا منجر نخواهد شد. بهترین روش برای تهیه محتوا مشارکت فعالانه کودکان، معلمان، مربیان و والدین در تدوین محتوای آموزشی است. این مشارکت می‌تواند در قالب برگزاری کارگاه‌های مشارکتی محقق شود. باید محتوای آموزشی پس از تدوین به‌صورت آزمایشی اجرا شود تا نقاط ضعف و قوت آن مشخص گردد.
منظور از توجه به تنوع فرهنگی این نیست که تابوهای موجود راه را بر حل مساله ببندند، بلکه باید محتوا با توجه به آن مناسب‌سازی شود و در صورت امکان از عناصر فرهنگی موجود برای این موضوع نیز استفاده گردد.

پس محتوای یکسان، مانند طرح درس از پیش تعیین‌شده برای تمام نقاط ایران، نه‌تنها مفید نیست، بلکه بیهوده است. ممکن است بر سر نکات و مسایل ضروری برای طرح اشتراک نظر وجود داشته باشد، اما محتوای آموزشی باید با توجه به جنس، سن و تنوع فرهنگی مناسب‌سازی شود.

محتوای آموزشی باید مساله‌محور باشد و پاسخی به نگاه پرسشگرانه و کنجکاو کودکان بدهد. محتوای آموزشی باید کودکان را به سمت پژوهش سوق دهد، نگاه انتقادی را در آنها تقویت کند و درمجموع کودکان را قدرتمند نماید. کودکی که آموزش درست ببیند، در شرایط خاص مانند تعرض و آزار جنسی آن‌قدر قدرتمند می‌شود که بتواند در حد توان از خودش دفاع کند یا خودش را در برابر رفتار پرخطر جنسی ایمن نماید.

گام بعد از تهیه محتوا، نحوه آموزش است. وقتی محتوا براساس الگوی فوق تدوین گردد، دیگر آموزش نمی‌تواند به‌صورت سنتی و در قالب تک‌گویی مربی یا معلم صورت گیرد. در این صورت باید شیوه آموزش نیز تغییر کند. آموزش باید با مشارکت کودکان باشد. کودکان در مرحله اجرا باید دیده شوند و حرف‌هایشان شنیده شود. برای این منظور باید کلاس‌هایی متناسب با این آموزش‌ها طراحی گردد و از وسایل کمک‌آموزشی مانند فیلم و عکس و بازی استفاده شود. طراحی شیوه آموزش همه اینها به گروه متخصص نیاز دارد. برنامه این مرحله بدون مشارکت معلمان و مربیان کودک نباید تدوین شود.

آیا آموزش به کودکان کافی است؟

آموزش به کودکان بدون آموزش مناسب به معلمان و والدین کامل نمی‌شود. معلمانی که قرار است به کودکان آموزش دهند باید با ضرورت این آموزش‌ها و شیوه درست آنها آشنا شوند. معلمان و مربیان باید در زمینه آموزش بهداشت و سلامت جنسی توانمند شوند. برای این منظور مربیان و معلمان باید در دوره‌های ضمن خدمت آموزش‌های لازم را ببینند. معلمان باید آموزه‌های نادرست خود را کنار بگذارند و اسیر تعصبات و تابوها نشوند و با ذهنی باز با این موضوع برخورد کنند. اکثر معلمان امروز چون محصول همین نظام آموزشی‌اند در این زمینه توانمندی‌های لازم را ندارند. از این منظر آموزش مربیان و معلمان لازم و ضروری است.

یکی از مشکلات اساسی در امر آموزش این است که برخی آموزش‌های مدرن در مدرسه با عدم آگاهی والدین و فقر فرهنگی خانواده‌ها ابتر می‌ماند. البته در ایران مدرسه موقعیت پیشروتری ندارد، ولی به‌نظر می‌رسد آموزش به کودکان درزمینه مسایل جنسی نیازمند همراهی بیشتر والدین است. پس والدین هم در تهیه محتوا باید دیده شوند و هم خودشان تحت آموزش قرار گیرند. تنها با همسویی و آموزش معلمان، کودکان و والدین است که می‌توان گفت چرخه آموزش کامل می‌شود.

موانع آموزش بهداشت و سلامت جنسی چیست؟

بی‌شک در مقابل طرح ضرورت آموزش بهداشت و سلامت جنسی افراد و گروه‌های مختلف صف‌آرایی خواهند کرد. به‌جز افرادی که منافعی در این مخالفت دارند، بقیه را می‌توان با سیاست‌گذاری درست همسو نمود. اما به‌زعم نگارنده مهم‌ترین مانع ساختار خود نظام آموزشی است. گفتمان مسلط در این ساختار گفتمان تجاری و کالایی درباره آموزش است و بر مبنای منطق سود و سرمایه روابط در نظام آموزشی ما تنظیم می‌شود، نه بر مبنای نیازهای کودکان. بنابراین این آموزش به‌عنوان بخشی از آموزش کیفی موردتوجه فرادستان آموزشی نخواهد بود و درنتیجه، تحت عنوان مخالفت با شرع و باورهای مردم و به‌سود منطق تجاری، به این موضوع نپرداخته‌اند و نمی‌پردازند. لذا ضروری است کنشگران حوزه کودکان و آموزش و نیز مربیان و معلمان پیشرو پشت این استدلال‌های منفعت‌طلبانه نمانند و از هر فرصتی برای تبیین ضرورت این آموزش‌ها و عملیاتی کردن آن گام‌های اساسی بردارند. از این منظر در دسترس قرار دادن کتاب لک‌لکی در کار نیست برای دانلود به‌صورت رایگان قابل‌تقدیر دوچندان است؛ چراکه این گروه دانشجویی، علی‌رغم پیشنهاد ناشران مختلف، این کتاب را به‌رایگان در اختیار علاقه‌مندان قرار داده تا منطق کالایی آموزش را به‌چالش کشد. ترجمه و نشر کتاب لک‌لکی در کار نیست گام اولیه در راستای آموزش بهداشت و سلامت جنسی کودکان است. این کتاب هم مطالب آموزشی دارد و هم کودکان را در برابر شرایط خاص قدرتمند می‌کند و به آنان یاد می‌دهد که دیگران حق ندارند آنها را به‌صورت غیرمجاز لمس کنند. این کتاب را باید خواند و به دیگران معرفی کرد و از گروه رهایی تشکر نمود.