مرسده عامری//

«شُل و بی‌حاله، از جاش تکون نمی‌خوره، نمی‌دونه چی می‌خواد، دنبال کار نمی‌ره، همش جلوی کامپیوتر نشسته و بازی می‌کنه. بیش‌فعاله، تمرکز نداره، بی‌هدفه.»

این توصیفات را از زبان والدین در مورد فرزندانشان کم نمی‌شنویم. آیا این عبارات گویای توانایی‌های افرادی برای ساختن جامعه‌ای پویا، رو‌به‌رشد و کارآمد است؟ ما چقدر در این مسئله که این صفات در فرزندان‌مان شکل بگیرند نقش داریم؟ اصلا چقدر به داشتن جامعه رو به‌رشد فکر می‌کنیم؟ ما چقدر مناسبات سنی فرزندان‌مان را می‌شناسیم و برای آنها وقت کافی می‌گذاریم؟ چقدر به فرزندان‌مان محبت سالم ارائه می‌کنیم؟ آیا همین کافی است که پول زیادی را برای خرید وسایل و اسباب‌بازی‌ها یا بعضا کلاس‌های متعدد برای آن‌ها بپردازیم یا آن‌ها باید حمایت ما را نیز احساس کنند؟

هر کدام از والدین به نوعی برای رفاه فرزندان خود تلاش می‌کنند اما آن‌ها نمی‌دانند رفاهی که به کودکان خود ارائه می‌دهند، چقدر سالم است یا اصلا چقدر در جهت رشد فرزندشان کمک‌کننده است. مرز بین ارائه آزادی و رفاه کجاست؟

کیفیت زندگی چیست؟
اصطلاح کیفیت زندگی، برای ارزیابی نیک‌بودِ عمومی افراد و جوامع استفاده می‌شود. کیفیت زندگی نباید با مفهوم «استاندارد زندگی که عمدتاً بر درآمد استوار است»، اشتباه گرفته شود. شاخص‌های استاندارد کیفیت زندگی نه‌ تنها شامل ثروت و استخدام هستند، بلکه شامل محیط زیست، سلامت جسمی و روانی، تحصیلات، تفریح و اوقات فراغت، تعلق اجتماعی و کیفیت روابط اجتماعی افراد در جامعه، امنیت و آزادی ساختار نیز می‌شود.
چقدر از کیفیت زندگی بهره‌مندیم و چقدر آن را جدی می‌گیریم و برای ارتقای آن در زندگی‌مان تلاش می‌کنیم؟
آیا افرادی که از زندگی باکیفیتی برخوردار نیستند، می‌توانند کیفیت جامعه را ارتقا دهند؟
آیا وقتی رفاه بیش از اندازه برای فرزندان‌مان فراهم می‌کنیم، به کیفیت زندگی آن‌ها و به کارایی جامعه صدمه نمی‌زنیم؟
والدینی را می‌شناسم که هنوز هزینه‌های زندگی پسرشان را که بیش از ۴۰ سال دارد تامین می‌کنند. برای او خانه و ماشین می‌خرند، او آن‌ها را می فروشد و با پولش تفریح می‌کند. او از نظر جسمی سالم است، پدرش بیش از ۷۰ سال دارد، پیر و خسته است و دیگر توانایی تامین هزینه‌های زندگی پسرش را ندارد. اما دل‌نازک است و می‌گوید پسرمان است دیگر. مادر می‌گوید: بیچاره شده‌ایم اما او علاقه‌ای به کارکردن ندارد، ما هم دلمان نمی‌آید که او را رها کنیم.

سوال در مورد چنین والدینی این است: آیا واقعا این محبت است؟ آیا حمایت مالی بدون برنامه‌ریزی و بدون کمک‌گرفتن از متخصص برای اینکه بفهمیم مشکل فرزندمان کجاست، کمک به او است؟ آیا وقتی پدر و مادری فرزندی را که سربارشان است، تربیت می‌کنند، فقط به خودشان صدمه می‌زنند یا در به وجود آمدن جامعه‌ای ناکارآمد نیز نقش دارند؟

پارسال با دانش‌آموزان کلاس چهارم، کلاس داشتم که شنیدم در مورد سریال شهرزاد صحبت می‌کنند. به آن‌ها گفتم که این سریال برای سن آن‌ها مناسب نیست. جواب این بود: خیلی هم مناسب است. مگر فیلم خارجی است که محدودیت سنی داشته باشد؟!
معمولا در جامعه ما برای فیلم‌ها و کارتون‌ها محدودیت سنی تعیین نمی‌شود، اما این والدین هستند که باید این وظیفه خطیر را به عهده بگیرند. در نقاشی‌های همین شاگردهای کلاس چهارم صحنه‌های خشن، کشتار، سرهای بریده و خون‌ریزی دیده می‌شد. ما به عنوان والدین می‌توانیم به کودکمان جذابیت‌های زیادی از جهان پیرامون را نشان دهیم.

خوابِ خوب
ما برای زنده‌ماندن به خواب نیاز داریم و یکی از پایه‌های زندگی باکیفیت، خواب خوب است. برای اینکه کودک خواب خوبی داشته باشد، لازم است که برای خواب، آیینی تدارک ببینید تا قبل از خواب به آرامش درونی برسد. کودکان از ۶ ماهگی می‌توانند آیین قبل از خواب را درک کنند. اگر شما یک برنامه مشخص داشته باشید، کودک با شروع این برنامه، می‌داند که وقت خواب فرا رسیده است. یک برنامه مثل شام‌ خوردن، لباس خواب پوشیدن، مسواک زدن، کتاب قصه خواندن، که هر شب به ترتیب و با آرامش اجرا شود. برای راحت‌تر به خواب رفتن می‌توانید از کتاب‌های کودکان با قصه‌های داری موضوع خوابیدن استفاده کنید. برای اینکه بچه‌ها راحت‌تر به آرامش برسند، ۲ ساعت قبل از خواب از در معرض قرار گرفتن آن‌ها با ابزار دیجیتال خودداری کنید. مهم است که والدین هم همکاری کنند و پای تلویزیون ننشینند و محیط خانه را آرام نگه دارند. به‌جای اینکه کودک را در طول روز به‌زور بخوابانید، وقتی او دیگر نیازی به خواب روز ندارد، فرصت‌هایی برای آرامش در طول روز فراهم کنید. این فرصت‌ها به کودک امکان می‌دهد تا مداوم هیجان‌زده نباشد.
یک برنامه روزانه و خواب ساختاربندی شده، ریتم بیولوژیک و رشد کودک را تقویت می‌کند.
بازی‌های حرکتی در طول روز به‌خصوص در هوای آزاد، به کودکان کمک می‌کند تا شب راحت‌تر به خواب روند.
خواب به این دلیل بسیار مهم است که برای بهبود کارکرد مغز ما، یعنی پردازش و یادگیری اطلاعات مفید است. در خواب عمیق، اطلاعات زیادی به حافظه بلندمدت منتقل و ذخیره می‌شود. وقتی ما بیدار هستیم، محرک‌ها به‌طور مداوم ما را احاطه کرده‌اند. اگر نیاز باشد اطلاعات درازمدت پردازش شوند، این پردازش در مسیر اطلاعات وارده فعلی به مغز قرار می‌گیرد، زیرا هر دو شکلی از محرک‌هایی است که باید به‌طور موقت در مغز ذخیره شود. اطلاعات در روز ابتدا به‌طور موقت ذخیره می‌شود و هنگامی که ما به‌خواب می‌رویم، آن‌ها دوباره فعال می‌شوند و بخشی از اطلاعات از حافظه موقت به حافظه بلندمدت منتقل می‌شود. بنابراین خواب می‌تواند به نوعی انتقال‌دهنده اطلاعات به دست آمده باشد.

استفاده از ابزار دیجیتال
بسیار می‌بینیم که والدین کودکان زیر ۲ سال، برای اینکه فرزندشان آرام شود، به او گوشی مبایل یا تبلت می‌دهند. چقدر از مضررات این وسایل برای کودکان زیر ۲ سال آگاهیم؟ وقتی به آن‌ها گوشزد می‌کنم که چقدر این وسایل برای کودکان در این سن خطرناک است، جواب برخی این گونه است: «می‌خواد خُب، چه کار کنم؟» من سوال آن‌ها را با یک سوال پاسخ می‌دهم: اگر او یک لیوان سَم بخواهد، آیا شما همین جواب را می‌دهید؟
استفاده از ابزار دیجیتال می تواند صدمات جبران‌ناپذیری را به کودکان وارد کند. طبق تحقیقاتی که اخیرا در برلین انجام شده است، اختلالات خواب و خوراک و اختلالات رشدی از جمله این صدمات هستند.
طبق توصیه موسسه پزشکی اطفال آمریکا، کودکان زیر ۲ سال نباید به تماشای تلویزیون بنشینند. کودکان ۲ تا ٧ سال می‌توانند یک ساعت در روز تلویزین نگاه کنند یا از ابزار دیجیتال استفاده کنند. به ازای هر یک ساعت که در روز تلویزیون تماشا می‌کنند ۱۰ درصد خطر ابتلا به بیش‌فعالی و عدم تمرکز و توجه در آن‌ها افزایش می‌یابد. توانایی کودک زیر ۳ سال در بازی با موبایل و تبلت هیچ افتخاری ندارد چون جدای از آسیب مغزی در سن زیر ۲ سال، شرایط اعتیاد به اینترنت و بازی‌های کامپیوتری در ۷ سالگی به بعد را به وجود می‌آورد. این اعتیاد مدرن در آینده به اندازه اعتیاد به مواد مخدر ویرانگر است. کودک با تحرک و ارتباط، رشد سالم خواهد کرد.
قصه‌ها یکی از میراث کهن جامعه بشری است که در هر شرایط و روزگار، به نسل‌ها منتقل می‌شود. قصه، بیان وقایعی است غالباً خیالی که شکلی ساده و ابتدایی دارد و ساختار نقلی و روایتی. زبان قصه‌ها اغلب نزدیک به گفتار و محاوره عامه مردم است و به همین دلیل امن‌ترین نوع بیان حوادث و وقایع برای کودکان به شمار می‌رود. از نظر درجه امنیت برای کودکان، پس از قصه‌ها، کتاب‌ها و انیمیشن‌ها و سپس، فیلم‌ها قرار دارند. درجه باورپذیری کودکان نسبت به فیلم‌ها به مراتب بیشتر از انیمیشن‌ها است. گاهی حتی انیمیشن‌ها خوراک هیجانی بیش از هضم کودک دارند. خوب است که همیشه کودکان‌مان را در این بازه سنی هنگام دیدن انیمیشن‌ها همراهی کنیم.
در بیشتر بازی‌های کامپیوتری، مسیر بازی از قبل تعیین شده و بچه‌ها مجری هستند و نه انتخاب‌گر، بنابراین معمولا خلاقیتی ندارند. در بازی با اسباب‌بازی‌های ساده، کودک خود فاعل است و در ساخت‌وساز آن سهم دارد.

مسمومیت بصری و شنیداری
سال‌ها است که در جامعه ما مد شده است کودکان پا‌به‌پای بزرگسالان بیدار باشند، قهون و نوشابه‌های انرژی‌زا بنوشند، هر سریال و برنامه سیاسی و اجتماعی را ببینند و به حرف‌های بزرگسالان در مورد مسایل و مشکلات زندگی گوش دهند. انگار که دیگر دوران کودک بودن به پایان رسیده باشد. کودکی که وقتی زمان خوابش فرا می‌رسد، به مهمانان شب به‌خیر می‌گوید و به رختخواب می‌رود دیگر به ندرت دیده می‌شود. شرکت کودکان در بحث‌های بزرگسالان و دیدن برنامه‌های نامرتبط به سنشان آن‌ها را دچار مسمومیت بصری و شنیداری می‌کند. شنیدن و دیدن اخبار، علاوه بر اینکه برای کودکان مسمومیت بصری و شنیداری ایجاد می‌کند، به آنان این پیام را القا می‌کند که جهان جای امنی برای زندگی نیست.

کافئین مضر برای کودکان
قهوه دارای کافیین است که مقدار زیاد آن برای کودکان و بزرگسالان مضر است. بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌گرم کافئن به بزرگسالان انرژی می‌دهد، در حالی‌که این میزان برای کودکان بسیار کمتر است. مقدار کافئینی که بدن کودکان و نوجوانان با توجه به سن و شرایط جسمی، می‌تواند تحمل کند، بین ۵۰ تا ۱۲۵ میلی‌گرم است. با توجه به این که کافئین در شکلات، نوشابه‌ها و نوشابه‌های انرژی‌زا وجود دارد، این مقدار مجاز، تقریبا روزانه وارد بدن کودکان می‌شود. وقتی علاوه بر این مقدار مجاز که به صورت روزانه وارد بدن کودکان می‌شود، آن‌ها قهوه می‌نوشند، کافئین از میزان قابل تحمل توسط بدنشان فراتر می‌رود. بی‌خوابی، ناآرامی، مشکلات معده، مشکل در تمرکز و سردرد می‌تواند از اثرات آن باشد. علاوه بر آن شیرین کننده‌هایی که به قهوه اضافه می‌شود، کالری‌های اضافه‌ای را وارد بدن می‌کند که باعث اضافه وزن و مشکلات دندان می‌شود.
برای کودکان زیر ۱۴ سال نوشیدن قهوه به این علت که بیش از میزان قابل تحمل بدن، کافئین و کالری وارد بدنشان می‌کند، ممنوع است. از ۱۴ سالگی با احتیاط می‌تواند قهوه بنوشد. یعنی اگر یک روز در هفته، قهوه نوشیده می‌شود، در آن روز از خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های دیگری که حاوی کافئین هستند، پرهیز شود.

مرز آزادی کجاست؟آ

آزادی و قوانین محافظت از حقوق کودکان و نوجوانان

شاید خیلی از ما فکر کنیم که کودکان و نوجوانان در کشورهای غربی، آزادند هر کاری که دوست داشتند انجام دهند، اما قوانین محاظت از کودکان و نوجوانان مرزهایی را برای این آزادی در هر کشور اروپایی تعیین می‌کند. به‌طور مثال ساعت‌هایی را برای شرکت کودکان و نوجوانان در جشن‌ها و مهمانی‌ها یا برای حضور آن‌ها بدون همراهی والدین بیرون از منزل تعیین کرده است که برای کودکان زیر ۱۶ سال و بالای ۱۶ سال متفاوت است. همچنین این قانون فروش نوشیدنی‌ها و خوردنی‌هایی که در آن‌ها الکل وجود دارد را به کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال ممنوع می‌کند. در فروشگاه‌ها، افراد جوان برای تهیه این خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها، موظف به نشان دادن کارت شناسایی هستند. حتی به همراه داشتن نوشیدنی‌های الکلی برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است.
نوجوان زیر ۱۶ سال اجازه کشیدن سیگار در انظار عمومی را ندارد. تبلیغات سیگار در تلویزیون از ساعت ۶ بعدازظهر به بعد اجازه پخش دارد. از نیمه سال ۲۰۱۸ نیز فروش سیگار به نوجوانان زیر ۱۸ سال ممنوع می‌شود.
تمامی فیلم‌ها، سریال‌ها و حتی کارتون‌ها و بازی‌های کامپیوتری دارای تعیین سطح سنی هستند و به افرادی که زیر سن تعیین شده هستند، فروخته یا امانت داده نمی‌شود. حتی کتاب‌ها و فیلم‌هایی که مناسب کودکان نیستند، قابل امانت گرفتن از کتاب‌خانه‌ها نیستند.

وقتی این حد و مرزها و قوانین سخت‌گیرانه را با کشور خودمان مقایسه می‌کنیم میزان درجه اهمیتی که جامعه ما به سلامت جسم و روان کودکان می‌دهد مشخص می‌شود. گفتگو درباره کیفیت زندگی و مسائلی تربیتی کودکان را در یادداشت‌های بعدی پی خواهیم گرفت.