بایگانی گزارش

افغانستان

محدودیت افغان‌ها برای انتخاب رشته‌های فنی در مدارس ایران

هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرانی که به‌ صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند» این دستور رهبر انقلاب اسلامی درباره تحصیل مهاجران افغان مقیم در کشور ایران است.به نظر می‌رسید با این تصمیم، یکی از مهمترین موانع رشد و پرورش جامعه مهاجر در ایران به‌زودی برداشته خواهد شد اما بعد از گذشت یکسال از این دستور همچنان در برخی شهرها مهاجران افغان برای تحصیل با مشکلاتی…
ادامه مطلب
افغانستان

برده‌کِشی از کودکان افغانستانی در کارگاه شیشه‌سازی

12 سالش هم نمی‌شود. دست‌های کوچکش اما دست‌های مرد کارگری است که دیگر لطیف نیست. صورتش انگار سال‌هاست هوای وطنش را به خود ندیده. چشمانش چهار فصل افغانستان را نمی‌شناسد و مشامش فقط بوی شیشه مذاب را حس می‌کند. احمد، کودک مهاجر افغانستانی است. خانواده‌اش از جنگ و خون و آوارگی فرار کرده‌اند و به ایران پناه آورده‌اند. احمد هم شاید اگر در افغانستان می‌ماند شبیه هزاران کودک دیگر کشته می‌شد. حالا اما شده است یکی از هزارن کودک کاری…
ادامه مطلب
افغانستان

افزایش جمعیت کودکان مهاجر افغان در ایران

فاطمه علی‎اصغر// کودک جیغ می‌زند، مادر درد می‌کشد؛ در میان راه‌های سرگردان. تنها عکس‌ها سخنگوی آنها هستند، کودکی را آب می‌آورد به ساحل. مرده است. جنگ کار خودش را کرده. اروپا سیم خاردار می‌کشد بر مرزهایش. برای هزاران آواره مرز مفهوم پیچیده و دردناکی دارد. به مرزهای اروپا هم ختم نمی‌شود. در مرزهای ایران و افغانستان چه می‌گذرد؟ «هنوز کودکان افغان، غیر قانونی در صندوق‌ عقب ماشین‌ها وارد ایران می‌شوند. اگر سال گذشته انجمن ما هشت کودک کار داشته که…
ادامه مطلب
افغانستان

افغانستان، سرزمین نان و رنج

اعظم مهدویانی موهایم را محکم می‌بندم. مثل مطهره وقتی می‌خواهد خیاطی کند. خانه پر از خرده پارچه و کاغذ است. دیشب حتی توی خواب هم داشتم فکر میکردم صبح چطور پارچه‌ها را برش بزنم و چه چیزی را چطور درست کنم. حالا حتی خانه را هم جمع کرده‌ام. همه چیز را گذاشته‌ام روی میز. چسبها یک کنار. مداد رنگی و گواش و ماژیک ها یک جا، پارچه‌ها همه توی یک ساک کنار میز. حالا وقت دسته بندی چیزها، خاطره‌ها و…
ادامه مطلب
افغانستان

کودکان افغانی را برای تجارت هروئین با ایران مورد سو استفاده قرار می‎دهند

کودکان افغان با وجود خطر مسمویت و بازداشت، از غرب ایران هروئین قاچاق می‌کنند. دو سال پیش محمد رضا 17 ساله بود و نیمی از روز خود را در مدرسه و نیم دیگر را در کوچه و با بازی فوتبال با دوستانش می‌گذراند. او متوجه شد که در میان دوستانش افرادی هستند که بسیار پول درمی‌آورند. او دید که برخی از آنها پولدار و پولدارتر می‌شوند، موتورسیکلت شهاب ، دستبند و گردنبند و آی‌فون دارند. لذا به دنبال این کنجکاوی از منزل قاچاقچی بزرگ مواد مخدر در افغانستان به نام قدوس سر در آورد. این مرد به او گفته بود هرچه بیشتر کپسول ببلعد بیشتر پول گیرش می‌آید. این کپسول‌ها حاوی هروئین‌هایی بودند که به ایران قاچاق می‌شدند. رضا حاضر شد که چنین کاری را امتحان کند لذا وارد جرگه عظیمی از کودکانی که با جتنشان بازی می‌شد، گشت. تحقیقات موسسه جنگ و صلح گزارش داد که در چهار روستای منطقه قریان تعداد زیادی از کودکان در حلقه قاچاق مواد مخدر گرفتار شده‌اند و برخی از آنها هرگز بازنگشته‌اند. در نیمه‌شب رضا ده کپسول را بلعید، مطمئن نبود که آیا می‌تواند سه عدد دیگر را نیز ببلعد یا نه اما می‌دانست اگر موفق به چنین کاری شود 400 دلار دریافت میکرد، یعنی دوبرابر مقداری که از بلعیدن 10 کپسول به دست می‌آورد. او سه کپسول دیگر را به کمک شیر جوشانده فرو داد. اکنون 13 کپسول پر از هروئین در معده‌اش بود. روز بد او همراه گروهی از کودکان و یک راهنما با مدارک جعلی وارد ایران شدند. او به وسیله قرص مسهل قادر شد 6 کپسول را از بدنش خارج کنند. خریداران نیز تنها پول همان 6 قرص را به او دادند و او را به کشورش برگرداندند در حالی که هنوز 7 کپسول در معده‌اش باقی مانده بود. رضا قبل از اینکه شانس خرید یک آی‌فون را پیدا کند احساس درد بسیار شدیدی در معده‌اش کرد و با خانواده‌اش تماس گرفت و ماجرا را برایشان شرح داد. خانواده‌اش نیز او را به صورت غیرقانونی به پزشکی فرستادند و پزشک به وسیله عمل جراحی کپسولها را از معده‌اش خارج کرد. او زنده ماند اما باقی کودکان همین‌قدر هم خوش‌شانس نبودند. بر اساس 50 گزارش مختلف از چهار روستای قریان مشخص شده که 60 کودک در این روستاها در طول دهه گذشته به دلیل بلعیدن کپسول‌های هروئین جانشان را از دست داده‌آند. همچنین مشخص شده که از سال 2002 تا کنون نزدیک به 1000 کودک که قاچاق مواد مخدر انجام می‌داده‌اند ناپدید شده‌اند. اکنون محمد رضا رویای پولدار شدن را از سرش دور کرده و به مدرسه می‌رود. هنوز هم گاهی دل‌درد‌های وحشتناک به سراغش می‌آیند. منبع:  
ادامه مطلب